تو که باشی بس است

مگر من جز نفس چه می خواهم ؟

 

نوشته شده در  ۹۴/۰۲/۱۰ساعت 19:5  توسط علی  | 
عاشقت خواهم ماند، بی آنکه بدانی دوستت خواهم داشت

بی آنکه بگویم درد دل خواهم گفت بی هیچ گمانی گوش خواهم داد

بی هیچ سخنی در آغوشت خواهم گریست بی آنکه حس کنی در تو ذوب خواهم شد

بی هیچ حراراتی اینگونه شاید احساسم نمیرد

 

نوشته شده در  ۹۳/۱۲/۰۸ساعت 13:45  توسط علی  | 

 

پا گذاشت روی دلم

سرنوشت همه ته سیگارها همینه

نوشته شده در  ۹۴/۰۱/۰۶ساعت 9:51  توسط علی 


چقدر این صدا برایم آشناست

صدای هق هق گریه آسمان را می گویم

صدای بارش باران را بارها آن را از اعماق وجودم شنیده ام

صدایی است که رنگ تنهایی دارد و بوی فراق و درد دوری

نوشته شده در  ۹۴/۰۱/۰۶ساعت 9:49  توسط علی 

دستان پرنوازش بهار ، طبیعت خفته را از خواب بیدار می سازد
و زمین و درخت رازهای رنگارنگ و عطرآگین خویش را نثار نگاه ما می کنند .
در سال جدید خورشیدی
سبزی ، شادی ، کامیابی ، بهره وری ، اثربخشی فعالیتها و بهروزیتان را از درگاه ایزد منان آرزومندم

 

نوشته شده در  ۹۴/۰۱/۰۱ساعت 7:38  توسط علی  | 

بی انتهاترین جاده دنیا

جاده محبت و معرفت است

و کمتر کسی قادر به پیمودن تمامی آن است

آهای شما که آخر جاده ای : سلام عرض شد عشقم

 

نوشته شده در  ۹۳/۱۲/۲۷ساعت 15:48  توسط علی 

گاهی نباید ناز کشید

نباید آه کشید

نباید انتظار کشید

نباید درد کشید

نباید فریاد کشید


تنها باید دست کشید و رفت

 

نوشته شده در  ۹۳/۱۲/۲۷ساعت 15:45  توسط علی 

فراموشی سخت است

انتظار هم سخت است

اما از همه سخت تر این است

که ندانی باید انتظار بکشی یا فراموش

 

نوشته شده در  ۹۳/۱۲/۲۷ساعت 15:44  توسط علی 

دلتنگ که میشوی

گوش ها منتظر شنیدن صدا هستند

و چشم ها بی قرار دیدن لبخند

و تو مشوش در پی یافتن خلوتگاهی

حتی شده بر روی جدول های کنار خیابان

و حالا خروش سوال های بی مصرف و

خفقان تو

انگار با خود زمزمه می کنی

چرا دلتنگی دست از سرم بر نمی دارد

 

نوشته شده در  ۹۳/۱۲/۲۵ساعت 13:26  توسط علی 

ﮬﻤﯿﺸﮧ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ ﺯﺩ به ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻟﯽ ﻭ ﮔﻔﺖ:

تنها امده ام ، تنها میروم

ﯾﮏ ﻭﻗﺘﺎﺋﯽ ﺷﺎﯾﺪ ﺣﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﯾﺎ ﺩﻗﯿﻘﮧ ﺍﯼ ﮐﻢ ﻣﯿﺎﻭﺭﯼ!

ﺩﻝ ﻭﺍﻣﺎﻧﺪﮦﺍﺕ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﮬﺪ ﮐﮧ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﮧ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ….

 

نوشته شده در  ۹۳/۱۲/۲۵ساعت 13:25  توسط علی